صفحه نخست / میرعابدین کابلی (کاوش در جبهه‌گاه غربی تپه آپادانا)

میرعابدین کابلی (کاوش در جبهه‌گاه غربی تپه آپادانا)

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران که توقف فعالیت های میدانی تمامی هیأت های باستان‌شناسی خارجی را به دنبال داشت، هیأت فرانسوی نیز ایران را ترک کرد و کار در شوش تعطیل شد. در سال ۱۳۶۱ به دنبال برنامه ریزی شهرداری برای تعریض میدان و محوطه سازی در کنارجبهه شمال غربی تپه آپادانا این بخش از محوطه شوش در خطر افتاد. در نتیجه هیأتی به سرپرستی میرعابدین کابلی از طرف مرکز باستان شناسی ایران در این محوطه باستانی مستقر شد. هدف این هیأت روشن ساختن چگونگی جبهه غربی دیواره تختگاه آپادانا و کیفیت و کمیت آثار حد فاصل لبه خیابان اصلی شهر امروزی شوش بود. این هیأت از اسفند ۱۳۶۱ تا نیمه اردیبهشت ۱۳۶۳ در پای دیواره غربی مصطبه عظیمی که کاخ آپادانا بر روی آن بنا نهاده شده بود حفاری کرد تا وضعیت این جبهه را روشن سازد. با حفاری در سه کارگاه علاوه بر آثاری از دوره اسلامی و گورستانی از دوره اشکانی دیواره هخامنشی نیز آشکار شد و مشخص گردید که این دیواره خشتی بر روی چندین رج آجر قیر اندود بنا نهاده شده است. حفاری هیأت نشان داد که بخشی از دیواره حدوداً ۳ متر عقب نشسته است. در این فرورفتگی بزرگ علاوه بر آثار پراکنده تکه ای به اندازه کف دست از یک کتیبه سنگی به خط میخی پارسی باستان به دست آمد. چشمگیر ترین اثری که در این کاوش مورد شناسایی قرار گرفت یک کوره آجر پزی مربوط به دوره سلجوقی است که در مطالعه صنعت آجر پزی در خور توجه است. برنامه کاوش در جبهه غربی تختگاه آپادانا برای مدت ۱۱ سال متوقف شد. در سال ۱۳۷۳با تغییر مدیریت پژوهشی سازمان میراث فرهنگی عملیات کاوش از سر گرفته شد. این بار نیز گروه باستان شناسی شوش با همان هدف و برنامه پیگیر کاوش شد. گروه باستان شناسی شوش درصدد برآمد با استفاده از روش پی گردی کل دیواره هخامنشی را مورد شناسایی دقیق قرار دهد. هر چند کار پی گردی از جهت زمانی به درازا کشید ولی در اواخر فصل چهارم کاوش به نشانه هایی برخورد کرد که دگرگونی هایی را در بخش شمالی این دیواره را نوید می داد. این دگرگونی عبارت از یک فضای زیستی، تشریفاتی یا تزئینی در دورن دیواره تختگاه بوده است. گروه کاوش به این نتیجه رسید که این نقطه ممکن است ورودی یا مدخل کاخ باشد. این نظریه را یافتن بیش از یکصد قطعه سرپیکان، سر نیزه و اسلحه تقویت می بخشد. به خصوص اینکه با مطالعاتی که انجام شد آشکار گردید که سر پیکان های بدست آمده مربوط به فرهنگ ایرانی نبوده و جزو سلاح های جنگی عصر هخامنشی یا ادوار پیش از هخامنشی نیست بلکه به حوزه دریای مدیترانه تعلق دارد و به عبارت دیگر می توانست به سرزمین یونان یا سربازان اسکندر مقدونی تعلق داشته باشد. در پنجمین فصل کاوش که صرفاً به منظور آشکار شدن آنچه که مدخل ورودی آپادانا نامیده شد به اجرا درآمد علاوه بر سر پیکان و سرنیزه با آلات مخرب دیگری همچون سنگ فلاخن به تعداد زیادی در حدود پنجاه قطعه برخورد شد. این سنگ های فلاخن که مطمئناً بوسیله منجنیق پرتاب شده بود صرفاً به منظور شکستن مقاومت سربازان مدافع کاخ و گشودن دروازه بوده است. همه ی این شواهد تأییدی بود بر اینکه در این قسمت اتفاق سخت ناگواری بایست رخ داده شده باشد.